تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

باران دلتنگی - لذت دیدن

لذت دیدن

شنبه 23 مهر 1390 01:26 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: چشم ها ، عاشقانه ، پیامک ، عمومی ،
مرد مسنی به همراه پسربیست و پنج ساله اش در قطار نشسته بود، درحالی که مسافران در صندلی های خودقرار داشتند قطار شروع به حرکت کرد . به محض شروع حرکت قطار پسر بیست و پنج ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد،فریاد زد ،پدر نگاه کن ،درخت هاحرکت می کنند . مردمسن با لبخند ی، هیجان پسرش راتحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف های پدر و پسر را می شنیدند وازحرکت پسر جوان که مانند یك کودك پنج ساله رفتار می کرد ، متعجب شده بودند. نا گهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد׃ پدر نگاه کن دریاچه ،حیوانات و ابر ها با قطار حرکت می کنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند .باران شروع شد ،چند قطره روی دست مرد جوان چكید . او با لذت آن را لمس کرد و چشم هایش را بست و دوباره فریا زد ׃ پدر نگاه کن باران می بارد ، آب روی دست من چكید . زوج جوان دیگر طاقت نیاوردند واز مرد مسن پرسیدند ׃ چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشك مرا جعه نمی کنید ؟ مرد مسن گفت ׃ ما همین الان ازبیمارستان بر می گردیم . امروز پسر من برای اولین با در زندگی می تواند ببیند ....


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -