اسلام حقیقی
دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.
مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!
علم بهتر است یا ثروت؟؟؟؟
|
سلام عزیزان... بعد از 3 ماه غیبت دولاره حاضر شدیم... قصور مارو ببخشید...
علم بهتر است یا ثروت؟؟؟؟
سلمان فارسی که رحمت خدا بر او باد، میگوید: وقتی که پیامبر (ص) در شان علی (ع) فرمود: من شهر علم هستم و علی، دروازه آن شهر است، |
منافقان در مورد علی (ع) حسادت شدید ورزیدند و بین خود توطئه کردند تا علی (ع) را در همین مورد (علم) به نظر واهی
خودشان، درمانده کنند. توطئه آنها این بود که چند نفر هرکدام جداگانه نزد علی (ع)
بروند و سوال کنند: علم بهتر است با ثروت؟ گفتند: اگر وی در پاسخ هر کدام یکسان پاسخ گفت، میفهمیم که علم او اندک است
و اگر پاسخ هرکدام را بهگونهای داد که با پاسخهای دیگر تفاوت داشت، دیگر در این راستا راهی برای عیبتراشی و انتقاد از او نداریم.
این توطئه به این ترتیب اجرا شد که یکییکی آمدند و هرکدام جداگانه از آن حضرت سوال کردند.
-اولی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:
چرا؟ فرمودند: برای اینکه علم، میراث پیامبران است. ولی مال میراث قارون و هامان و
فرعون است.
- دومی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی (ع) فرمودند: علم بهتر است. گفت:
چرا؟ فرمودند: برای این که مال را تو باید حفظکنی. ولی علم تورا حفظ می کند.
سومی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی علیه السلام فرمودند: علم بهتر است.
پرسید: چرا؟ فرمودند: برایاینکه صاحب ثروت، دشمنان بسیار دارد، ولی صاحب علم
دوستان بسیار دارد.
چهارمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ امیرالمومنین (ع) فرمودند: “علم بهتر
است”. پرسید: چرا؟ علی (ع) فرمودند: “برایاینکه هرگاه از مال استفادهکنی، از آن
کاسته میشود، ولی اگر از علم استفادهکنی، برآن افزودهمیشود“
پنجمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسید:
چرا؟ فرمودند: “برایاینکه صاحبمال با صفاتی مانند بخیل و لئیم، خوانده میشود،
ولی از صاحبعلم با احترام و تجلیل، نام بردهمیشود“
- ششمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ امیرالمومنین (ع) فرمودند: علم بهتر
است. پرسید: چرا؟ فرمودند: “برایاینکه در مورد مال، از دزد ترسیده میشود که مبادا
به آن دستبرد بزندوببرد، ولی در مورد علم چنین ترسی نیست“
هفتمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسید:
چرا؟ علی (ع) فرمودند: “برایاینکه مال با گذشت زمان، کهنهمیشود. ولی علم با مرور
زمان، کهنه نمیشود و همیشه تازه است“
هشتمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ علی (ع) فرمودند: علم بهتر است. پرسید:
چرا؟ علی (ع) فرمودند: “برایاینکه مال، قلب صاحبش را سخت میکند، ولی علم قلب
صاحبش را نورانی مینماید“
نهمی آمد و پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ امیرالمومنین (ع) فرمودند: علم بهتر
است. پرسید: چرا؟ علی (ع) فرمودند: “برایاینکه صاحب مال، تکبر میورزد و خودبینی
میکند، ولی صاحب علم، خاشع و متواضع است“
در اینهنگام همه آنها گفتند: خدا و رسولش راست گفتند و بدون تردید، علی، باب همه
علوم است. علی (ع) فرمودند: به خدا سوگند، تا زنده هستم، اگر همه خلایق تا پایان
روزگار از من سوال کنند، در پاسخ آنها درمانده نمیشوم و به هرکدام، پاسخی جداگانه،
غیر از پاسخی که بهدیگری دادهام، خواهم داد.
راه...
نه راه پس برایم است
نه راه پیش می رود
مسیر ما به کوی دل
به کیش خوش می رود
کجایی آقا...
یا أیُها العَزیز!
دل بی تو همیشه در غم است آقاجان!
سهمِ دلِ ما محرّم است آقاجان!
دلتنگی...
در کنار باغچه به خلوت بی همتای آسمان امشب نگاه میکنم . . . من گناهکارم که دوری از چشمان زیبایت شکنجه من شده و چه سخت شکنجه ایست . . . ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
نمی دانم خواب چرا با چشمانم دیگر بیگانه است . . .
یک آسمان پر ستاره و یک ماهه نیمه . . .
سکوت را صدای جیرجیرک می شکند ، گویا او هم بی خواب است امشب . . .
چیزی در من مرا به این حال می خواهد ،
چشمانم بی طاقتند که اینگونه نم نم میخوانند از دلتنگی ام . . .
به زمان قسم گلم که باور مرگ برای من راحت تر از دوری توست . . .
امشب چقدر من و شب و این جیرجیرک تنهاییم . . .
جیرجیرک با صدایش می گوید تنهاست ، شب با خلوتش . . .
من با اشک هایم . . .
ببار ای بارون ببار
ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار
دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار آی باروووووون
ببار ای ابر بهااااااااااااااااار با دلم به هوای ذولف یار
داد و بیداد از این روزگار ماه رو دادن به شبهای تار آی باروووووون
ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار آی بارووووون
با دلم گریه کن خون ببار در شبای تیره چون ذولف یار آی باروووووون
نامه ای سرگشاده به اصغر فرهادی
خبرگزاری فارس: اینک زمینه مهیا است بیا راجع به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما میتواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
به گزارش خبرگزاری، یکی از کابران فارس در پی برگزیده شدن فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جایزه «گلدن گلوب» متنی را خطاب به وی نوشته است:
آقای فرهادی سلام!
بگذار همین ابتدا صمیمانه به شما تبریک بگویم، باور بفرمائید ما یعنی خودمان شاید از سرناچاری مثل همه انسانهایی این کره خاکی ناچار باشیم گاهی ناراست باشیم که آن هم مذموم است دقیقا مثل همین سه اثر شما که از قضا هر سه را دیدهام؛ الحق تلخی دروغگویی را به جان میچشانی و ببیننده مشمئز از دروغ و دروغگویی و کمی دلخور از شما سینما را ترک میکند.
باز هم تبریک میگویم و امید به توفیقات بلند روزافزونتان دارم اما یقین دارم مردم حسودی نیستیم. همین اربعینی که گذشت و شما ایران نبودید یک صحنه سینمایی شبیه کارهای خود شما را از نزدیک شاهد بودم. در میان جمعیت عزادار در امامزادهای در جنوب همین تهران - که شما علاقهمند به واکاوی آن هستید- خودرویی آتش گرفت پراید همین خودروی کوچلوی اینک وطنی شده که از قضا گازسوز هم بود و لحظه به لحظه هر شعلههایش زبانه میکشید، انبوه جمعیت از یکسو و ماشینهای پارک شده در خیابانی تقریبا بنبست منتهی به امامزاده هر لحظه وقوع فاجعهای را نوید میداد. در این میان زنی آنچنان ناراحت و برافروخته بود و سعی میکرد به مردانی که تلاش در اطفاء آتش داشتند از دور و نزدیک کمک راهنمایی میکرد و اشک ریزان دست به دعا بود که تقریبا همه جمعیت فکر میکردند ماشین متعلق به این ایرانی بانوی بی قرار است، اما پس از آنکه آتش نشانی رسید و معرکه پایان پذیرفت و آرامش حاکم شد یکی پرسید خانم ماشین شماست گفت نه نمیدانم مال کدام مسلمان بود، مثل فیلمهای شما در لحظه آخر و پس از تعلیق و کشش فراوان غافلگیرمان کرد. گفتم که بدانید مردمت حسود نیستند.
باری! جناب فرهادی بگذار تعارف را کنار بگذاریم. جایی گفتهای که تاریخ معاصر را خیلی دوست داری و متحمل است فیلمی تاریخی درباره ۵۰ سال اخیر بسازی؛ زهی توفیق که بسازی اما اکنون شما هنرمندی در اندازههای جهانی و بینالمللی هستی پس دیگر ساختن فیلم راجع به مضامین «جدایی نادر از سیمین» در اندازه شما نیست که البته این مضامین در تاریخ فرهنگ ما هم هشدار داده شده و مذموم پنداشته حتی در مثل عموم هم «دم خروس و قسم حضرت عباس» را شنیدهایم.
باید این بار با تمام نبوغ و هنرتان دروغی که سرنوشت آدمی را در ۵۰ سال اخیر و در تمام جهان دستخوش آثار شوم خود کرده است سوژه کار جدید و جهانی خویش قرار دهی والا این مصیبتهای سه گانه و تلخ گزنده که در جای خود دیده شده و قدردانی جهانی شده است دیگر جواب نمیدهد معلوم شد طبق گفته خودتان در پایان یکی از جایزهها حرف مشترکی داشت که دیده شد و برگزیده.
پس اینک زمینه مهیا است بیا راجع به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما که تمرینات موفقیت آمیزی در نشان دادن بدی و شنائت و دروغ از خود نشان داده میتواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
جناب اقای فرهادی اگر شما آماده باشید این بنده حاضر است آپارتمان کوچک خود را فروخته و به عنوان هدیه ناچیز نثار این پروژه بزرگ بکنم مطمئن باشید مشکل مالی نخواهید داشت و میلیونها مسلمان و غیرمسلمان در سراسر جهان حمایتهای خویش را از این پروژه اعلام خواهند کرد.
راستی نکته دیگر؛ البته قصد طعنه و تعریض ندارم اگر چه هر بار فیلمهای شما را دیدهام حس کردم گاهی به جامعه خود طعنه و تعریض میزنید اما دامن هنرمند مبرا است از طعنه و تعریضها. هنرمند حتما نکتههای فراتر از آنچه به یکباره دیده میشود مدنظر دارد اما نمیتوانم این سؤال را در پایان نپرسم که به نظر شما سیمین که هیچگاه «در جدایی نادر از سیمین» به اراده خالقش (یعنی شما) در موقعیت دروغ قرار نمیگیرد و با فرض اینکه در پایان ماجرا رفته به سرزمین آمالش رسیده در یک احتمال میتواند به سرنوشتی شبیه آنچه اکنون گلشیفته فراهانی دچارش شده مبتلا گردد و هر چه بیشتر میماند و دست و پا میزند بیشتر غرق میشود.
اگر پیشنهادم را قبول نکردی و به اسرائیل این دروغ بزرگ ۵۰ سال گذشته نپرداختی لااقل سرنوشت سیمین را در آن سو به کمال انصاف برای ما روایت کن.!
امیدوارم سیمین گلشیفته نشود.
با آرزوی توفیق
عبدالرضا موحد
انتهای پیام/و
مدرنیته
برام نوار قلب بگیره.
بعد از جدا کردن دم و دستگاه ، اومد رو به روم ایستاد و با لبخند گفت : خوشبحالتوت قلبتون چه صدای زیبایی داره.
دستش رو آورد جلو و گفت : بفرمایید.
با تعجب به دستش نگاه کردم . دکتر گفت چرا تعجب می کنی ؟ ببخشید دیگه نوار نداشتیم ، زدم رو دی وی دی ، با فورمت دایویکس . هم متن داره ، هم صوت ، هم تصویر . خب قبول کنید نوار دِ موده شده دیگه .
پرسیدم میشه سری بعد فلش بیارم بریزید توش ؟
گفت واقعیتش سیستم خیلی وقته ویروس کشش آپدیت نشده . ولی با منشی هماهنگ می کنم ردیفش کنه...
برگرفته از وبلاگ جای امن
امتحانات دانشگاهی
به خاطر همدردی با جامعه فخیمه و گرانقدر دانشگاهی در فصل امتحانات مطلبی نمی نویسم. نوشتم که!!!
حسین هنوز غریب است...
ون وقتی محرم میآید... ستار گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یكماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن! پوسترهای علیاکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمیافتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههای عزاداری اسفند دود میکند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
نیما پشت ماکسیمایش مینویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماههاش دور نمیشود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
حاج منصور مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را میگیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما میگرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
حاج آقا کلامی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت میکند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا میکند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه میزنند و گریه میکنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم میآید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم میرود
تا سال بعد!
تا یاد بعد!
ما چگونه هستیم؟
پست ثابت انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند
انسان های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند
انسان های بزرگ درد دیگران را دارند
انسان های متوسط درد خودشان را دارند
انسان های كوچك بی دردند
انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
انسان های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
انسان های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان های كوچك به دنبال كسب سواد هستند
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
انسان های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان های كوچك مسئله ندارند
انسان های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
انسان های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
انسان های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)
- یعنی اینطور نبوده است؟!
- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.
- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟
علی (ع) كار را تفریح می دانست.
تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.
- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم، لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.
- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟
امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!
هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید، دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.
علی و ارتباط با زنان و دختران
- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.
اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.
از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند، اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.
پس در ارتباط با افراد نامحرم ،چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد
نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!
یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.
به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.
تبلیغات 



