اسلام حقیقی
دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.
مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!
نامه ای سرگشاده به اصغر فرهادی
خبرگزاری فارس: اینک زمینه مهیا است بیا راجع به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما میتواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
به گزارش خبرگزاری، یکی از کابران فارس در پی برگزیده شدن فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جایزه «گلدن گلوب» متنی را خطاب به وی نوشته است:
آقای فرهادی سلام!
بگذار همین ابتدا صمیمانه به شما تبریک بگویم، باور بفرمائید ما یعنی خودمان شاید از سرناچاری مثل همه انسانهایی این کره خاکی ناچار باشیم گاهی ناراست باشیم که آن هم مذموم است دقیقا مثل همین سه اثر شما که از قضا هر سه را دیدهام؛ الحق تلخی دروغگویی را به جان میچشانی و ببیننده مشمئز از دروغ و دروغگویی و کمی دلخور از شما سینما را ترک میکند.
باز هم تبریک میگویم و امید به توفیقات بلند روزافزونتان دارم اما یقین دارم مردم حسودی نیستیم. همین اربعینی که گذشت و شما ایران نبودید یک صحنه سینمایی شبیه کارهای خود شما را از نزدیک شاهد بودم. در میان جمعیت عزادار در امامزادهای در جنوب همین تهران - که شما علاقهمند به واکاوی آن هستید- خودرویی آتش گرفت پراید همین خودروی کوچلوی اینک وطنی شده که از قضا گازسوز هم بود و لحظه به لحظه هر شعلههایش زبانه میکشید، انبوه جمعیت از یکسو و ماشینهای پارک شده در خیابانی تقریبا بنبست منتهی به امامزاده هر لحظه وقوع فاجعهای را نوید میداد. در این میان زنی آنچنان ناراحت و برافروخته بود و سعی میکرد به مردانی که تلاش در اطفاء آتش داشتند از دور و نزدیک کمک راهنمایی میکرد و اشک ریزان دست به دعا بود که تقریبا همه جمعیت فکر میکردند ماشین متعلق به این ایرانی بانوی بی قرار است، اما پس از آنکه آتش نشانی رسید و معرکه پایان پذیرفت و آرامش حاکم شد یکی پرسید خانم ماشین شماست گفت نه نمیدانم مال کدام مسلمان بود، مثل فیلمهای شما در لحظه آخر و پس از تعلیق و کشش فراوان غافلگیرمان کرد. گفتم که بدانید مردمت حسود نیستند.
باری! جناب فرهادی بگذار تعارف را کنار بگذاریم. جایی گفتهای که تاریخ معاصر را خیلی دوست داری و متحمل است فیلمی تاریخی درباره ۵۰ سال اخیر بسازی؛ زهی توفیق که بسازی اما اکنون شما هنرمندی در اندازههای جهانی و بینالمللی هستی پس دیگر ساختن فیلم راجع به مضامین «جدایی نادر از سیمین» در اندازه شما نیست که البته این مضامین در تاریخ فرهنگ ما هم هشدار داده شده و مذموم پنداشته حتی در مثل عموم هم «دم خروس و قسم حضرت عباس» را شنیدهایم.
باید این بار با تمام نبوغ و هنرتان دروغی که سرنوشت آدمی را در ۵۰ سال اخیر و در تمام جهان دستخوش آثار شوم خود کرده است سوژه کار جدید و جهانی خویش قرار دهی والا این مصیبتهای سه گانه و تلخ گزنده که در جای خود دیده شده و قدردانی جهانی شده است دیگر جواب نمیدهد معلوم شد طبق گفته خودتان در پایان یکی از جایزهها حرف مشترکی داشت که دیده شد و برگزیده.
پس اینک زمینه مهیا است بیا راجع به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما که تمرینات موفقیت آمیزی در نشان دادن بدی و شنائت و دروغ از خود نشان داده میتواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
جناب اقای فرهادی اگر شما آماده باشید این بنده حاضر است آپارتمان کوچک خود را فروخته و به عنوان هدیه ناچیز نثار این پروژه بزرگ بکنم مطمئن باشید مشکل مالی نخواهید داشت و میلیونها مسلمان و غیرمسلمان در سراسر جهان حمایتهای خویش را از این پروژه اعلام خواهند کرد.
راستی نکته دیگر؛ البته قصد طعنه و تعریض ندارم اگر چه هر بار فیلمهای شما را دیدهام حس کردم گاهی به جامعه خود طعنه و تعریض میزنید اما دامن هنرمند مبرا است از طعنه و تعریضها. هنرمند حتما نکتههای فراتر از آنچه به یکباره دیده میشود مدنظر دارد اما نمیتوانم این سؤال را در پایان نپرسم که به نظر شما سیمین که هیچگاه «در جدایی نادر از سیمین» به اراده خالقش (یعنی شما) در موقعیت دروغ قرار نمیگیرد و با فرض اینکه در پایان ماجرا رفته به سرزمین آمالش رسیده در یک احتمال میتواند به سرنوشتی شبیه آنچه اکنون گلشیفته فراهانی دچارش شده مبتلا گردد و هر چه بیشتر میماند و دست و پا میزند بیشتر غرق میشود.
اگر پیشنهادم را قبول نکردی و به اسرائیل این دروغ بزرگ ۵۰ سال گذشته نپرداختی لااقل سرنوشت سیمین را در آن سو به کمال انصاف برای ما روایت کن.!
امیدوارم سیمین گلشیفته نشود.
با آرزوی توفیق
عبدالرضا موحد
انتهای پیام/و
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)
- یعنی اینطور نبوده است؟!
- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.
- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟
علی (ع) كار را تفریح می دانست.
تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.
- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم، لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.
- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟
امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!
هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید، دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.
علی و ارتباط با زنان و دختران
- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.
اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.
از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند، اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.
پس در ارتباط با افراد نامحرم ،چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد
نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!
یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.
به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت اول)
جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان
- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم! اما چگونه؟!... من یك جوان هستم! یك جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یك جوان با شور و نشاط خاص این دوران كه به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی كه مرا به شور آورد!
- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!
ادامه مطلب
بهشت زیر پای کدام مادران است؟
1:
* ای رسول ما به مومنان بگو چشم های خود را ( از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند ، و عفاف و حجاب خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزه تر است . خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است سوره نور – آیه 30
* و نیز به زنان با ایمان بگو : دیدگان خویش را ( از نا محرمان ) فرو آورند و پاکدامنی ورزند و زیور و آرایش خویش را جز آن چه ظاهر است ، نمایان نکنند و باید روسری های خود را بر سینه افکنند و زیور و آرایش خود را آشکار نکنند ، جز برای شوهران و پدران و...
* ای پیامبربه همسران و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را با چادر های خود بپوشانند که این کار ، برای اینکه در عفت شناخته شوند تا مورد آزار قرار نگیرند ، یهتر است ، و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
سوره احزاب - آیه 59
:2
*حضرت محمد (ص): بهترین زنان شما ، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند ، ولی خود را از نامحرمان بپوشاند.
مکارم الاخلاق ص 200
*امام صادق (ع) : برای زن مسلمان جایز نیست که روسری و پیراهنی بر تن کند که بدنش را نپوشاند.
اصول كافی 396/3
* امام رضا (ع) : حرام شد نگاه به موهای زنان برای آنکه اگر موهای آنان در برابر مرد نامحرم آشکار شود باعث تحریک و جلب خواهد شد . (واین جلب شدن مردان به زنان ) فساد و بی بند و باری را به دنبال دارد و سبب می شود که (مردم) در کارهای حرام وارد بشوند.
علل الشرایع - 565/2
*امام علی (ع) : در آخرالزمان که بدترین زمان هاست ، زنان بی حجاب و برهنه آشکار می شوند که با زینت و آرایش بیرون می آیند ، آنان از مرز دین خارج شده اند و در فتنه ها وارد گشته اند ، و به سوی شهوات ها تمایل و شتاب دارند . حرام ها را حلال می کنند و سرانجام در دوزخ گرفتا ر عذاب ابدی خواهند شد.
بهشت زیر پای کدام مادران است؟
پروردگار هستی برای انسان ها آزمایش های غالبا دشوار قرار داد. و از جمله، آزمون هایی سخت را برای جنس مونث انسان . جنس مونث می تواند امید این را داشته باشد تا به حدی بلند مرتبه بشود که بهشت را زیر پای خود احساس کند. و همه می دانیم رسیدن به این هدف والا هم بدون آزمودن امکان ندارد.
حفظ حیا و ، عفت ، پاکدامنی و تربیت فرزند صالح و همسر داری به قدری برای خداوند با ارزش و گرامی است که هر زنی راکه از این آزمون های به واقع سخت در این دنیای پر زرق و برق سرافراز بیرون آید به مرتبه ای می رساند که این توصیف برایش صدق می کند. ولی اگر خدای ناکرده عده ای راه بی حیایی و بی دینی و گریزان از همسر و خانواده را پیش گیرند نه تنها بهشت زیر پای آنان نیست بلکه بنا به روایات در درون جهنم جایگاه دارند و در آتش جهنم می سوزند.
در واقع می توان گفت بهشت زیر پای مادرانی است که حیا و عفت را در خود حفظ می کنند و آنرا پرورش می دهند . خویشتن را تنها متعلق به خانواده و همسر می دانند و خود را برای کسی جز همسر نمی آرایند. بیشترین و با ارزش ترین زمان خود را کنار خانواده می گذرانند و تربیت صحیح فرزندان و بر آوردن نیاز های شرعیه همسران را بزرگ ترین جهاد در راه خدا می دانند. بهشت زیر پای مادرانی است که اولین درسی را که به کودکان خود می آموزند، خدا پرستی و خدا دوستی است . بهشت زیر پای مادرانی است که اجازه نمی دهند هیچ مرد نامحرمی حتی با نگاهش وارد حریم خصوصی او شود.
خداوند نه تنها بهشت را زیر پای مادرانی قرار نداده که عفیف نیستند و درآرایش کردن، بین همسر و انظار عموم هیچ فرقی قائل نیستند( و گاهی هم برای غیر همسر راغب تر به آرایش هستند) بلکه آتشی بر افروخته را محیای آنها کرده است . آتشی را زیر پای زنی قرار می دهد که مادری خوب برای فرزندانش نیست، هیچ تفاوتی را بین خانواده و غیره قائل نیستند و خودش را در اقلام مختلف در خدمت افرادی جز خانواده قرار می دهند.
چگونه خوب حرف بزنیم...
پیامبر اكرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامی كه موسی بن عمران علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات كرد موسی علیه السلام به وی گفت: مرا موعظه كن. خضر گفت: ای كسی كه جویای دانشی! بدان كه گوینده كمتر از شنونده خسته میشود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مكن. بحار / 1 /2 26
1 اثر كم سخن گفتن
قال علی علیه السلام: ان احببت سلامة نفسك و ستر معایبك فاقلل كلامك و اكثر صمتك یتوفّر فكرك و یستیز قلبك. غرر الحكم / 3725
اگر سلامت نفس و وجودت و نیز پوشانده ماندن عیوبت را دوست داشتی گفتارت را کم کن و سکوتت را بسیار تا آنکه اندیشهات بسیار و دلت روشن شود و مردم از دست تو در امان باشند.
2 اثر زیاد سخن گفتن
قال علی علیه السلام: من كثر كلامه كثر خطاؤ ه و من كثر خطاؤ ه قلّ حیاؤ ه و من قلّ حیاؤ ه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. بحار / 71 / 286
هر که کلامش زیاد شود. اشتباهاتش زیاد میشود و هر کس خطایش زیاد شود، شرم و حیایش کم میشود و آنکه حیایش کم شود، ورع و پرهیزگاریاش کم شود، و هر کسی خداترسیاش کم شود، قلبش میمیرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.
3 بهترین سخن
* الف- سخن راست؛ قال علی علیه السلام: خیرالكلام الصدق. غرر/4 99
بهترین حرف، حرف راست است
* ب- همراه با عمل؛ خیر المقال ما صدّقه الفعال. سفینة البحار / 7 / 383
بهترین گفتار کلامی است که عمل و رفتار ثابتش کند.
* ج- ملال آور نباشد؛ قال علی علیه السلام: خیر الكلام ما لا یملّ و لا یقلّ. غرر الحكم / 4969
بهترین کلام، گفتاری است که خسته کننده نباشد و از گوینده نکاهد. [یعنی جایگاه گویندهاش را پایین نیاورد]
* د- منظم و همه فهم؛ قال علی علیه السلام:احسن الكلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ. غرر الحكم / 3304
نیکوترین گفتار، کلامی است که منطق و نظم زیبایش کرده باشد و همه فهم باشد.
* ه- متقن و استوار؛ قال علی علیه السلام: احسن القول السداد. غرر الحكم / 2865
نیکوترین کلام، کلام استوار و محکم است.
4- آداب سخن گفتن
1 پاكیزه باشد؛ قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: ثلاث من ابواب البر: سخأ النفس و طیب الكلام و الصبر علی الاذی. محاسن / 1 / 66
سه چیز است که از جمله راهها و درهای نیکی است: بخشندگی و سخاوت، خوبی گفتار و صبوری در مقابل آزارها
2 زیبا باشد؛ قال علی علیه السلام: اجملوا فی الخطاب تسمعواجمیل الجواب.
غررالحكم /2568
در گفتار خود اختصار را پیشه کنید تا جوابهای نیکو بشنوید.
3 خریدار داشته باشد؛ قال علی علیه السلام: لا تتكلّمن اذا لم تجد للكلام موقعا.غررالحكم / 10274
هرگاه برای حرف خود جایی نمیبینی حرف نزن
4 نرم و ملایم باشد؛ قال علی علیه السلام: عوّد لسانك لین الكلام و بذل السلام یكثر محبّوك و یقلّ مبغوضك. غرر الحكم / 6231
زبانت را به گفتار نرم بگردان و سلام را هدیه کن تا دوستدارانت زیاد و دشمنانت کم شوند.
5 از روی علم و آگاهی باشد؛ قال علی علیه السلام: لا تقل بما لا تعلم فتتّهم باخبارك بما تعلم.غرر الحكم / 10426
6 بی فایده نباشد؛ قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: من حسن اسلام المرء تركه الكلام فیما لا یعنیه. بحار / 28 / 136
از نشانههای خوبی ایمانِ شخص این است که ایمانش او را از کلامی که سودی برایش ندارد باز دارد.
7 مستهجن نباشد؛ قال علی علیه السلام: ایاك و مستهجن الكلام فانه یوغر القلوب.غرر الحكم / 2675
از کلام مستهجن بپرهیز که قلبها را به دشمنی و کینه میاندازد.
8 پاسخ آن انسان را ناراحت ننماید؛ قال علی علیه السلام: لا تقولنّ ما یسئوك جوابه.غرر الحكم / 10155
حرفی که جوابش ناراحتت میکند را نگو.
منبع:تبیان
ورودی شهر کرج مزین به تصویر شهیدان نژاد فلاح شد...

از عاشورا درس بگیریم...
از عَلَمِ عباس درس بگیریم
از چادر خاکی زینب درس بگیریم
حسین (ع) خودش را فدا کرد تا به ما درس آزادگی بدهد،
عباس (ع) خودش را فدا کرد تا به ما درس ایثار بدهد،
زینب (س) خودش را فدا کرد تا به ما درس دین بدهد.
حسین (ع) در وسط میدان جنگ،
نماز را اول وقت می خواند.
زینب در وسط میدان جنگ،
در سخت ترین شرایط،
حجاب خود را حفظ می کند.
عباس (ع) در اوج تشنگی و سختی، فرزند رسول الله را از یاد نمی برد.
علی اکبر (ع) برای پیکار با دشمن،
چندین مرتبه....
مشتاقانه از فرزند رسول الله درخواست میدان می کند.
حُرِّ ریاحی یک لحظه واقع گرایانه فکر می کند...
و راه حق را پیدا می کند.
حد اقل سه هزار نفر دیگر آن روز بودند!!
ولی...
حُب دنیا چشم دلشان را کور کرده بود،
حُب پست و مقام نمی گذاشت حقیقت را ببینند.
امروز......
حواسمان باشد....
آیا ما جزء 72 یار حسینیم؟
یا جزء آن سه هزار نفر دیگر؟؟
حواسمان باشد....
آیا حافظ چادر خاکی زینب هستیم؟
یا با کمال افتخار آن را کنار زده ایم؟؟
آیا تمایلات خود را ارجحیت می دهیم یا تمایلات دین را؟؟
آیا به خاطر حس زیبایی دوستی خودمان،
چادر زینب را کنار زده ایم؟
یا به خاطر دین آن را حفظ کرده ایم؟؟
آیا وقت اذان از نماز خود محافظت می کنیم؟
حواسمان باشد...
همه ی نعمت های این دنیا ابزار است،
ابزار رسیدن به خدا...
دانشگاه، ابزار رسیدن به خداست
کار، ابزار رسیدن به خداست
پول، ابزار رسیدن به خداست
فرزند، ابزار رسیدن به خداست…
و هرکدام در این راه، قداستی دارد...
حواسمان باشد....
این قداست را از بین نبریم
و این ابزارها را وسیله ای برای پیمودن مسیر شیطان قرار ندهیم.
التماس دعا
مُحَرَّم الحرام 1433

مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی در شهرک خور ساوجبلاغ(هیئت ثقلین)
خاطره ای از محمود رحیمی درباره شهید شعبانعلی نژاد فلاح
شهید شعبانعلی نژاد فلاح همیشه یكماه قبل از عملیات به منطقه اعزام می شد و قسمتی از مسئولیت اورژانس لشكر را به عهده می گرفت.
قبل از عملیات كربلای 4 لشكر 10 حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) در منطقه جنوب در حوالی شلمچه موقعیت شهید حاج حسین اسكندرلو مستقر بود. بنده با خودرو به همراه یكی از برادرها به سمت قرارگاه تاكتیكی لشكر در حركت بودیم رسیدیم نزدیك مقر اورژانس لشكر، آتش توپخانه دشمن به صورت پراكنده در منطقه وجود داشت در همین حین ناگهان حدود 10 الی 15 گلوله كاتیوشا مقابل درب و اطراف اورژانس به زمین خورد و بعد از مدت كوتاهی كه ما رسیدیم به اورژانس دیدم یك نفر كه جلوی منبع آب ایستاده و در حال گرفتن وضو مورد اصابت تركش از ناحیه شكم قرار گرفته بود و دست و پای او را گرفته بودند و به داخل اورژانس می بردند وضعیتش طوری بود كه ما صورتش را ندیدیم و نشناختیم به رفیقم گفتم این هر كی بوده با این وضعیت شهید شده خوش به حالش. ما به راه خود ادامه دادیم و رفتیم داخل قرارگاه؛ شهید حاج سید حسین میر رضی داخل سنگر بود جریان را به او گفتم در همین حین یكی از بچه ها وارد سنگر شد و گفت نژاد فلاح شهید شد. با تعجب گفتم كی!؟كجا؟ گفت: همین الان جلوی اورژانس با گلوله كاتیوشا شهید شد. بلافاصله به همراه شهید میر رضی رفتیم اورژانس كه پیكر مطهرش را زیارت كنیم ولی متأسفانه انتقال داده بودند به معراج شهدای اهواز.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
برگرفته از وبلاگ محمود رحیمی(معراج عاشقان)
قاموسمان عوض شده...(عفاف و حجاب)
هر چه فسفر می سوزانم و تاریخ ، تاریخی شده ذهنم را مرور می كنم یادم نمی آید كه قاموسمان اینطور بوده باشد.
قاموس اسلامی و ایرانیمان. یعنی یادم نمی آید كه هیچ وقت قاموسمان ناموس فروشی بوده باشد. از ایران قبل از ورود اسلام تا ایران بعد از اسلام هر وقت خواستند به ناموسمان هجوم بیاورند مرد تر از همیشه ایستاده ایم.
اما...
اما این جنگ آخری مردانگی بعضی ها را زیر سوال برد. مردانگی برخی را هم از بین برد.
قاموسمان این نبود كه هرگاه ناموسمان را می دزدیدند بشینیم و بر و بر نگاهشان كنیم و گاهی بخندیم به دزدیده شدن ناموسمان.
گاهی آنقدر در این امر بی حیا می شویم كه پیش قدم می شویم و ناموسمان ! را به مجالس عیاشی و رقاصی دعوت می كنیم. منظورم از ناموس فقط خواهر یا مادر نیست. همه هستند. دختر های فامیل ، همسایه ، هم كلاسی و ... ست.
... و در تاریخ هیچ دوره ای هم نخواندم كه موقع رقصیدن دختری بالغ در بین نامحرم پدر و مادرش بخندند.
جماعت جنگ را دارید می بازید ...
قاموستان را دارید می بازید...
خون رگ غیرتتان دارد خشك می شود...
ناموستان را دارید می بازید...
عکس جالب"عفاف و حجاب"

سلام.
اول از بابت گذاشتن این عکس عذر خواهی می کنم.
احساس می کنم می شه ازش برداشت آموزنده ای رو داشت.
اول اینکه اینم از خارجیا که بعضی ها می گن با جنبه ان!
بعدش اینکه این عکس رو تو این سایتها دیدم که تو بخش عکس های خنده دار گذاشته بودن.
واقعا خنده داره؟!
منم اولش هی همچین خندیدم ولی بعدش که درباره عکس بیشتر فک کردم و با بعضی تفکرات و روشها تو جامعه خودمون تطبیق دادم دیدم چقدم تاسف باره.
( فکر بد نکنید عکسه سانسور شده بود از اولشم منم فراخور وبلاگم سیاهش کردم )
یعنی یه طنز واقعی ! پشت خنده ای که هزار حرف خوابیده.
ببینید زنه چطور جلو چشمای شوهرش ( یا دوستش ) رو گرفته!
عجیب نیست! اونجا که این همه آزادی(!) هست!
به نظرم توی همون خارج هم واقعا بعضی ها به این پی بردن که بی عفتی و بی حجابی چطور داره خانواده رو از هم می پاشه که اینطور عکس العمل نشون می دن. و چقد باهوشه اون زنه که با خنده داره دید طرف رو می گیره نه با اخم و رفتار زننده.
به هر حال امیدوارم امثال اشخاصی که آروز و آمالشون اینه که بی حجاب بشن و کشور رو بی حجابی بگیره از این عکس هم عبرت رو یاد بگیرن هم غیرت رو !!!
بی حجابی برابره با فروپاشی اعتماد ها و بی هویت شدن آدم ها و نسل های بعدی.
تبلیغات 



