تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

باران دلتنگی - مطالب عفاف و حجاب

من معذرت می خواهم...

شنبه 16 شهریور 1392 12:18 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، کنترل ، آخرالزمان ، مردانگی ، بی طرف ، مذهبی ، عمومی ، پیامک ،

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است

 

 من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.

 

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.

 

من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم

 

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

 

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

 

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

 

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

 

عزیز دلم!

 

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

 

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

 

عزیز دلم!

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1392 12:21 ق.ظ

کلینیک خدایی

یکشنبه 2 مهر 1391 08:04 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، امام زمان(عج) ، آخرالزمان ، مردانگی ، پدیده های علمی ، حرف حق ، بی طرف ، فرهنگی ، مذهبی ، علمی ، عمومی ، پیامک ، عاشقانه ،

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ............ ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود

کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.



به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم.



هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و

زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایمان در زندگی

یکشنبه 2 مهر 1391 07:57 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، آخرالزمان ، مردانگی ، ولایت فقیه ، حرف حق ، بی طرف ، فرهنگی ، خبر ، مذهبی ، عمومی ، علمی ، عاشقانه ،

تاكنون پژوهش های بسیاری در خصوص ارتباط میان ایمان و رضایت از زندگی انجام شده است . نتیجه این پژوهش ها در كشورهای مختلف و حتی در كشورهای غربی ، نشان دهنده این است كه بین بالا بودن ایمان ، ورضایت از زندگی ، ارتباط مستقیم وجود دارد . زندگی هر انسانی ، متناسب با وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی او همراه با مشكلاتی است . یكی از نقش هایی كه ایمان و اعتقاد در مسیر زندگی دارد ، تأثیر آن در حفظ و افزایش سلامت روانی است . با یك تعریف كلی ، افرادی دارای سلامت روانی هستند كه دست كم 2 ویژگی داشته باشند :

1 – از زندگی خود راضی باشند .

2 – دیگران از رفتار و اندیشه آنها احساس رضایت كنند . همچنین سلامت روانی لازم است دست كم در 3 زمینه مشهود باشد :

1. شغل فرد

2. ارتباطات اجتماعی

3. ارتباط با خانواده .

با توجه به نكاتی كه در خصوص سلامت روانی ذكر شد ، لازم است اضافه شود كه ایمان با توجه به تأثیرات متنوع و گسترده ای كه بر ذهن انسان دارد ، می تواند موجب پدید آمدن این صفات شود : صبوری ، احترام به دیگران ، هدف مندی ، پرهیز از خشونت ، حمایت از همسر و فرزندان ، پرهیز از بدگویی و غیبت ، وجدان كاری ، مسئولیت پذیری ، امید به آینده و جلوگیری از افسردگی ، اضطراب و دلهره . مهمترین علت اهمیت ایمان ، این است كه فرد با ایمان همواره پروردگار را حامی خود می داند . پروردگاری كه نیرومندترین ، مهربان ترین و بخشنده ترین پشتوانه است . افرادی كه چین احساسی دارند ، هیچ گاه خود را در بن بست نمی بینند . آنها همیشه امیدوارند و این موجب آرامش آنهاست . انسان های با ایمان ، نزدیكی خود به خالق هستی را مشروط به رعایت اخلاقیات و حفظ حقوق دیگران می دانند و اعتقاد دارند كه برای رسیدن به هدف باید اندیشید ، برنامه ریزی كرد و تلاش نمود . انسان هایی كه چنین ویژگی هایی دارند ، همواره محبوب دیگران هستند ؛ جمع شرایط مذكور ، توان و اعتماد به نفسی واقعی به انسان های با ایمان می دهد كه بتوانند در مواجهه با مشكلات زندگی با موفقیت عمل كنند . ایمان و اعتقاد ، بزرگترین سرمایه ای است كه خداوند به بندگان خود اعطا كرده ، پس بكوشیم این سرمایه پر ارزش را حفظ كنیم و آن را افزایش دهیم . برای رسیدن به این هدف ، حتماً به نكات زیر عمل كنید :

1.        با رعایت حقوق دیگران ، خود را به پروردگار نزدیك كنید .

2.      هدف مند باشید و برای رسیدن به آن ، از برنامه ریزی و تلاش غافل نشوید . مطمئن باشید خداوند بهترین حامی شما خواهد بود .

3.     همواره از خداوند كمك بخواهید . او قوی ترین و آگاه ترین دوست شماست .

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایمان از دیدگاه حضرت على (ع)

یکشنبه 2 مهر 1391 07:53 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، پیامک ، عمومی ، مذهبی ، بی طرف ، حرف حق ، ولایت فقیه ،

ایمان از دیدگاه حضرت على (ع)

در كتاب شریف نهج البلاغه كه حاوى سخنان نغز و حكیمانه حضرت على علیه‏السلام مى‏باشد، مساله ایمان از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است كه در این نوشتار به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضیلت ایمان

«همانا بهترین چیز كه نزدیكى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جویند ایمان به خدا و پیامبر ... است‏» (1)

ب) اقسام ایمان

«برخى ایمان در دلها برقرار است، و برخى دیگر میان دلها و سینه‏ها عاریت و ناپایدار» (2)

ج) پایه‏هاى ایمان

«ایمان بر چهار پایه استوار است‏بر شكیبائى، و یقین، و عدالت و جهاد. شكیبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسیدن، و پارسائى و چشم امید داشتن. پس آن كه مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسید، از آنچه حرام است دورى گزید، و آن كه خواهان دنیا نبود و پارسائى داشت مصیبتها بروى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نیك پاى پیش گذاشت.

و یقین بر چهار شعبه است: بر بینائى زیركانه، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان. پس آن كه زیركانه دید حكمت‏بروى آشكار گردید، و آن را كه حكمت آشكار گردید عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه پشینیان زندگى را در نوردید.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقیقت‏برنده و نیكو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنكه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت‏سیراب گردید و آن كه بردبار بود، تقصیر نكرد و میان مردم با نیكنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نیك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پایدارى در پیكار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنكه به كار نیك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن كه از كار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاك سود؛ و آن كه در پیكار با دشمنان پایدار بود، حقى را كه برگردن دارد ادا نمود؛ و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید» (3)

و در جاى دیگر درباره حقیقت ایمان فرمودند

«ایمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)

د) نشانه‏هاى ایمان

1 - «ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بیش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)

2 - كلمه 333 كلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:

(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سینه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نیكى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسیارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شكیبایى پیشه است، فرو رفته در اندیشه است، نیاز خود به كس نگوید، خوى آرام دارد، راه نرمى پوید. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه دیندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.

و نیز فرمود: «ایمان آن است كه راستى را برگزینى كه به زیان تو بود بر دروغى كه تو را سود دهد، و گفتارت بركردارت نیفزاید و چون از دیگرى سخن گویى ترس از خدا در دست آید» (6)

ه) آفات ایمان

1 - همنشینى با اهل هوى و هوس

2 - دروغ گفتن

3 - حسد ورزیدن

«همنشینى پیروان هوا فراموش كردن ایمان و جاى حاضر شدن شیطان است. از دروغ دورى گزینید كه از ایمان به دور است ... بر هم حسد مبرید كه حسد ایمان را مى‏خورد چنانكه آتش هیزم را» (7)

و) عوامل تقویت ایمان

1 - اعمال صالح

«ایمان را بر كرده‏هاى نیك دلیل توان ساخت، و از كردار نیك ایمان را توان شناخت‏» (8)

2 - سلامت قلب

«ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)

3 - صبر

«صبر و شكیبائى نسبت‏به ایمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور كه تنى سر ندارد فایده‏اى ندارد، ایمانى هم كه صبر و شكیبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)

4 - حیاء

«هیچ ایمانى مثل حیاء نیست‏» (11)

ز) نتائج ایمان

1 - شهود حق

«دیده‏ها او را آشكارا نتوان دید، اما دلها با ایمان درست‏بدو خواهد رسید» (12)

2 - توان فهم معارف عالى

«دانستن امر ما (ولایت) كارى سخت است و تحمل آن دشوار كسى آن را تحمل نكند جز انسان با ایمانى كه خداوند قلب او رابراى ایمان آزموده باشد» (13)

پى‏نوشت‏ها:

(1)نهج البلاغه، خطبه 110

(2)همان خطبه 189

(3)همان، كلمات قصار، 31

(4)همان، 227

(5)همان 310

(6)همان، 458

(7)همان، خطبه، 86

(8)نهج البلاغه، خطبه، 156

(9)همان، 176

(10)همان، كلمات قصار، 82

(11)همان، 113

(12) همان، خطبه، 179

(13)همان، خطبه 189

نهج البلاغه

دكتر سید جعفر شهیدى

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ایمان کجای زندگیمون قرار داره؟

یکشنبه 2 مهر 1391 07:48 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، امام زمان(عج) ، آخرالزمان ، مردانگی ، پدیده های علمی ، ولایت فقیه ، حرف حق ، بی طرف ، مذهبی ، علمی ، عمومی ، پیامک ، عاشقانه ،

تا به حال شده در کنار آدمی قرار بگیرد و اون فرد اونقدر آرامش داشته باشه که شما رو هم غرق آرامش خودش کنه؟البته اشتباه نکنید منظورم آرامشیه که همراه فکر و عمل عاقلانه است نه خونسردی هایی که گاهی از روی بی فکریه..مؤمن یعنی کسی که تو در کنار اون امنیت و آرامش داشته باشی.دلیل این امنیت هم چیزیه که اون داره:"ایمان". ایمان یکی از مهمترین معیار ها و ملاک های انتخاب همسره.که این روزا زیاد میبینیم چنین معیاری رو کمتر جوونی در اولیت قرار میده..آدم دوست داره با کسی ازدواج کنه که با اون به آرامش و تعالی برسه..خب مطمئنا کسی که امن است میتواند مامن بشه..لطفا ایمان رو با تدین ظاهری اشتباه نگیرید.بنابرین اگه کسی بگه: من معیار ایمان رو برای انتخاب همسر ملاک قرار داده بودم ولی به آرامش نرسیدم باید به او بگوییم شما تدین ظاهری را ملاک قرار دادید نه ایمان واقعی رو..اگه میخواید بفهمید آدمی مومن است یا نه،باید ببینید در شرایط بحرانی زندگی، در گرفتاری ها و در مشکلات چگونه عمل میکنه ؟آیا آرامش تمام آدم های اطراف رو به هم میریزه؟آیا تعادل زندگی اش به هم میریزد یا افسار رو به دست میگیره و به هم نمیریزه؟درسته که ایمان یه مسئله معنویه و بیشتر به رابطه خاص فرد با خدا برمیگرده،اما تاثیرش رو در تمام ابعاد شخصیت فرد میتوان دید..کسی که پناهگاه امنش خداست و همه امورش رو به خدا واگذار میکنه میتونه در مسیر زندگی دوام بیاره و نشکنه..اما کسی که در ایمانش سست است ،مثل یک بچه بی سرپرستیه که هر لحظه امکان داره از پرتگاه های زندگی بیفته ..افکارش سست است و با مختصر تغییر در احوال خود یا محیط ممکن است تغییر کنه..رفتارش در فقر و توانمندی یکی نیست..به راحتی نا امید و خیلی زود امیدوار میشه..آیا با چنین آدمی میشود عهد سال ها را بست؟ خودتان قاضی خودتون باشید..امیدوارم همه جوونا انتخاب درست داشته باشند..انتخابی در راه خدا..باور کنید که با دوام ترین زندگی ها زندگی هایی است که در راه خداست..و نه زندگی هایی که از اول رو پایه های سست بنا شده..مثل زیبایی طرف یا موقعیت طرف مقابل و این چیزا..موفق باشید..




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خطبه بدون نقطه امام علی

شنبه 11 شهریور 1391 01:27 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، عاشقانه ، پیامک ، عمومی ، علمی ، مذهبی ، خبر ، فرهنگی ، سیاسی ، حرف حق ، ولایت فقیه ، پدیده های علمی ،

خطبه بدون نقطه امام علی/ جرج جرداق مسیحی: این خطبه یک شاهکار ادبی است :

این خطبه درعین برخورداری از نظم و زیبایی در متن از معانی و معارف والا برخوردار است. چنانکه جرج جرداق مسیحی می گوید: 'در متون ادبی ما خطبه بدون نقطه و خطبه بدون الف امام علی را باید شاهکارهای ادبی دانست.'

خطبه حضرت علیّ ابن ابیطالب( که درود خدا بر او باد) معروف به خطبه بدون نقطه
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ

سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ

أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ

الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم

سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ

مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ

رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا رَحِمَکُمُ اللهُ لِدَوامِ العَمَلِ، وَ

ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ

هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ

لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ

کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ

طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ترجمه خطبه:

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین

ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند

ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت

نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند

گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و

(برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی)

آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی.

(و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود

و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و

(مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم

کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه

روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی

(در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت

بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او

بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم

ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست

داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم

است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف

شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و

موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام

بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید.

رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و

روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست بشناسید.

منابع:

برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی

الشهروزی

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عکس/ماه مبارک رمضان

یکشنبه 1 مرداد 1391 01:13 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، عاشقانه ، مذهبی ،



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عکس/ماه مبارک رمضان

یکشنبه 1 مرداد 1391 01:00 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، عاشقانه ، عمومی ، مذهبی ،






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اسلام حقیقی

دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 10:01 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، امام زمان(عج) ، آخرالزمان ، مردانگی ، حرف حق ، ولایت فقیه ، بی طرف ، فرهنگی ، مذهبی ، علمی ، عمومی ، پیامک ،

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

نامه ای سرگشاده به اصغر فرهادی

جمعه 30 دی 1390 01:25 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، راه ، مردانگی ، آمریکا ، ایران ، حرف حق ، بی طرف ، سیاسی ، فرهنگی ، خبر ، مذهبی ، عمومی ، پیامک ،
نامه سرگشاده به اصغر فرهادی/
آقای فرهادی! به اسرائیل این دروغ بزرگ بپرداز

خبرگزاری فارس: اینک زمینه مهیا است بیا راجع ‌به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما می‌تواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.

خبرگزاری فارس: آقای فرهادی! به اسرائیل این دروغ بزرگ بپرداز

به گزارش خبرگزاری، یکی از کابران فارس در پی برگزیده شدن فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جایزه «گلدن گلوب» متنی را خطاب به وی نوشته است:

آقای فرهادی سلام!

بگذار همین ابتدا صمیمانه به شما تبریک بگویم، باور بفرمائید ما یعنی خودمان شاید از سرناچاری مثل همه انسان‌هایی این کره خاکی ناچار باشیم گاهی ناراست باشیم که آن هم مذموم است دقیقا مثل همین سه اثر شما که از قضا هر سه را دیده‌ام؛ الحق تلخی دروغگویی را به جان می‌چشانی و ببیننده مشمئز از دروغ و دروغگویی و کمی دلخور از شما سینما را ترک می‌کند.
باز هم تبریک می‌گویم و امید به توفیقات‌ بلند روز‌افزونتان دارم اما یقین دارم مردم حسودی نیستیم. همین اربعینی که گذشت و شما ایران نبودید یک صحنه سینمایی شبیه کارهای خود شما را از نزدیک شاهد بودم. در میان جمعیت عزادار در امام‌زاده‌ای در جنوب همین تهران - که شما علاقه‌مند به واکاوی آن هستید- خودرویی آتش گرفت پراید همین خودروی کوچلوی اینک وطنی شده که از قضا گازسوز هم بود و لحظه به لحظه هر شعله‌هایش زبانه می‌کشید، انبوه جمعیت از یکسو و ماشین‌های پارک شده در خیابانی تقریبا بن‌بست منتهی به امام‌زاده هر لحظه وقوع فاجعه‌ای را نوید می‌داد. در این میان زنی آنچنان ناراحت و برافروخته بود و سعی می‌کرد به مردانی که تلاش در اطفاء آتش داشتند از دور و نزدیک کمک راهنمایی می‌کرد و اشک ریزان دست به دعا بود که تقریبا همه جمعیت فکر می‌کردند ماشین متعلق به این ایرانی بانوی بی قرار است، اما پس از آنکه آتش نشانی رسید و معرکه پایان پذیرفت و آرامش حاکم شد یکی پرسید خانم ماشین شماست گفت نه نمی‌دانم مال کدام مسلمان بود، مثل فیلم‌های شما در لحظه آخر و پس از تعلیق و کشش فراوان غافل‌گیرمان کرد. گفتم که بدانید مردمت حسود نیستند.

باری! جناب فرهادی بگذار تعارف را کنار بگذاریم. جایی گفته‌ای که تاریخ معاصر را خیلی دوست داری و متحمل است فیلمی تاریخی درباره ۵۰ سال اخیر بسازی؛ زهی توفیق که بسازی اما اکنون شما هنرمندی در اندازه‌های جهانی و بین‌المللی هستی پس دیگر ساختن فیلم راجع به مضامین «جدایی نادر از سیمین» در اندازه شما نیست که البته این مضامین در تاریخ فرهنگ ما هم هشدار داده شده و مذموم پنداشته حتی در مثل عموم هم «دم خروس و قسم حضرت عباس» را شنیده‌ایم.
باید این بار با تمام نبوغ و هنرتان دروغی که سرنوشت آدمی را در ۵۰ سال اخیر و در تمام جهان دست‌خوش آثار شوم خود کرده است سوژه کار جدید و جهانی خویش قرار دهی والا این مصیبت‌های سه گانه و تلخ گزنده که در جای خود دیده شده و قدردانی جهانی شده است دیگر جواب نمی‌دهد معلوم شد طبق گفته خودتان در پایان یکی از جایزه‌ها حرف مشترکی داشت که دیده شد و برگزیده.

پس اینک زمینه مهیا است بیا راجع ‌به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پندار شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما که تمرینات موفقیت آمیزی در نشان دادن بدی و شنائت و دروغ از خود نشان داده می‌تواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
جناب اقای فرهادی اگر شما آماده باشید این بنده حاضر است آپارتمان کوچک خود را فروخته و به عنوان هدیه ناچیز نثار این پروژه بزرگ بکنم مطمئن باشید مشکل مالی نخواهید داشت و میلیون‌ها مسلمان و غیرمسلمان در سراسر جهان حمایت‌های خویش را از این پروژه اعلام خواهند کرد.

راستی نکته دیگر؛ البته قصد طعنه و تعریض ندارم اگر چه هر بار فیلم‌های شما را دیده‌ام حس کردم گاهی به جامعه خود طعنه و تعریض می‌زنید اما دامن هنرمند مبرا است از طعنه و تعریض‌ها. هنرمند حتما نکته‌های فراتر از آنچه به یکباره دیده می‌شود مدنظر دارد اما نمی‌توانم این سؤال را در پایان نپرسم که به نظر شما سیمین که هیچگاه «در جدایی نادر از سیمین» به اراده خالقش (یعنی شما) در موقعیت دروغ قرار نمی‌گیرد و با فرض اینکه در پایان ماجرا رفته به سرزمین آمالش رسیده در یک احتمال می‌تواند به سرنوشتی شبیه آنچه اکنون گلشیفته فراهانی دچارش شده مبتلا گردد و هر چه بیشتر می‌ماند و دست و پا می‌زند بیشتر غرق می‌شود.

اگر پیشنهادم را قبول نکردی و به اسرائیل این دروغ بزرگ ۵۰ سال گذشته نپرداختی لااقل سرنوشت سیمین را در آن سو به کمال انصاف برای ما روایت کن.!
امیدوارم سیمین گلشیفته نشود.

با آرزوی توفیق
عبدالرضا موحد
انتهای پیام/و




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)

جمعه 9 دی 1390 08:23 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، پیامک ، عمومی ، مذهبی ، ولایت فقیه ، مردانگی ، آخرالزمان ، امام زمان(عج) ،


جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت دوم)


- یعنی اینطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علی (ع)، مردی خوش رو و خندان بوده اند. همیشه تبسم خوش آیندی بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد می كرده است. ایشان تفریح هم می كرده اند. منتها تفریح در دیدگاه علی (ع) ولگردی و اتلاف وقت یا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفریح علی (ع) چگونه بود ؟

علی (ع) كار را تفریح می دانست.

تفریح او را، مسافرت، كمك به دیگران، تحصیل و تدریس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگریستن به طبیعت و ورزش تشكیل می داد. پرداختن به ورزشهای شمشیربازی، پرتاب نیزه، اسب سواری، كشتی، وزنه برداری و شركت در مسابقات ورزشی هم برای ایشان جنبه تفریح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دلیل همین دیدگاه امیرالمؤمنین نسبت به تفریح و زندگی بوده است كه اگر سرتاسر زندگی شان را مرور كنیم،‌ لحظه ای توقف و سكون در آن نمی یابیم. گویی حتی یك لحظه هم با لحظه قبلی شان مشابه نبوده است. و درست به دلیل همین دیدگاه بود كه شوخی و خنده هم در سیره مولای متقیان، شكل دیگری داشت.

- مگر شوخی و خنده علی (ع) چگونه بود؟

امیرالمؤمنین اهل شوخی و مزاح بود، اما نه شوخی های زننده و بی مزه! بلكه مزاح های معنادار و آموزنده!

هرگاه كه یكی از یاران و دوستانش را غمگین و گرفته می دید، با شوخی او را خوشحال می كرد تا اندكی از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اینكه، شادی علی (ع) هنگامی بود كه یك كافر، مسلمان می شد. جنگی به پیروزی ختم می شد، غذایی به فقیر می رساند، دل غمدیده ای را شاد می كرد،‌مشكلی را از كسی مرتفع می كرد و كودك یتیمی را ذوق زده می نمود. نكته دیگر هم این بود كه مولای متقیان در شوخی هایش مراقب و محافظ حدود شرعی بود تا حتی به شوخی دروغ نگوید،‌ دل مؤمنی را نشكند یا با زن و دختر نامحرمی، شوخی ننماید.

علی و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همین چگونگی ارتباط داشتن با زنها و دخترهای نامحرم در جامعه، یكی از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اینكه نه الگوی مناسبی در مورد آ‌ن ارائه شده و نه دیدگاه دین در مورد آن به خوبی مشخص و تبیین شده است. تازه، تندروی ها و كج رویهای گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سیره امیرالمؤمنین دقت كنی،‌می بینی كه حضرت علی (ع) در سنین جوانی با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسی می نمود ولی با دختران و زنان جوان نه! حتی سلام هم نمی كرد. در حالیكه پیامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسی می كردند. چون زمانی كه علی (ع) 20 ساله و درعنفوان جوانی چنین عمل می نمود، پیامبر اكرم (ص) قریب 50 سال از عمر شریفشان می گذشت بنابراین از آنجا كه احتمال پیش آمدن گناه دست كم برای طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علی (ع) این تربیت شده مكتب پیامبر به عنوان یك جوان سعی داشت مسائل ارتباطی و حدود بین دختر و پسر یا به عبارتی زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنین آن حضرت مبرا و پاكیزه از هر گونه آلودگی بود.

از طرفی پیامبر سه دختر جوان به نامهای زینب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علی (ع) با اینكه از كودكی به این خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در این رفت و آمدها نهایت دقت را به عمل می آوردند. در حالیكه همین علی (ع) در دوران خلافتش، وقتی كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهیدی را نیازمند كمك دید، به یاری او شتافت.



پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چیزی كه بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد

نیت و انگیزه طرفین و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ین ارتباط برای هر دو نفر است!

یاری رساندن به نیازمند و در طلب رضای خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و لیكن این سیره جدای از بهانه جویی برای آشنایی و استمتاعات و لذت جویی و هرگونه آلودگی دیگر است.

به راستی كه كسی چون حضرت علی (ع)، در سنین جوانی اش و در ریزترین حركات و رفتارهایش بهترین الگوی نسل جوان ماست.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان(قسمت اول)

جمعه 9 دی 1390 08:15 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: عفاف و حجاب ، شهدا ، پیامک ، عمومی ، مذهبی ، بی طرف ، حرف حق ، ولایت فقیه ، مردانگی ، آخرالزمان ، امام زمان(عج) ،

جوانی علی علیه السلام الگویی برای جوانان

- می گویند باید از حضرت علی (ع) الگو بگیریم!‌ اما چگونه؟!... من یك جوان هستم! یك جوان با خصوصیات خاص دوران جوانی! یك جوان با شور و نشاط خاص این دوران كه به خنده و تفریح، به شور و احساسات نیاز دارد و به الگویی كه مرا به شور آورد!

- با تمام این حرفها، باز هم بهترین الگو برای تو و برای همه،‌مولای متقیان است: و بخصوص جوانی شان!


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 2 1 2