تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

باران دلتنگی - مطالب زندگی

من معذرت می خواهم...

شنبه 16 شهریور 1392 12:18 ق.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، کنترل ، آخرالزمان ، مردانگی ، بی طرف ، مذهبی ، عمومی ، پیامک ،

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است

 

 من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.

 

من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.

 

من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم

 

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

 

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

 

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

 

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

 

عزیز دلم!

 

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

 

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

 

عزیز دلم!

 

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1392 12:21 ق.ظ

مغایرتهای زمان ما

شنبه 28 اردیبهشت 1392 12:09 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ،

مغایرتهای زمان ما

 

1.  ما امروزه خانه های بزرگتر اما; خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر 

 

2. مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛

 

 

3.متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 

 

4. بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار

 

5. میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم.

 

6.چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.

 

7. زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 

8. ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 

9. بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.

 

10.                   ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.

 

11.                     فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 

12.                    بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد میگیریم، بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام میرسانیم.

 

13.                   عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 

14.                   کامپیوترهای بیشتری میسازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.

 

15.                   اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 

16.                   فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

17.                   بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.

 

18.                   در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.

 

19.                   زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

 

20.                  زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

21.                    از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.

 

22.                   عباراتی مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.

 

23.                  بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید.

 

24.                  هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد.

 

25.                  اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!

 

به قلم : علی فلاح نژاد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

باران

دوشنبه 14 اسفند 1391 10:17 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان بودن ، زندگی ، عشق خدایی ،

 

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسد

چیک چیک
گونه ام را بوسید

نم نم
از گوشه چشمم چکید

باز هم خاطراتم زنده شد

من و تو به یاد باران
یا شاید
به یاد تو , من و باران

فرقی نمی کند

چه در کنارم باشی

چه در کنارش باشی

زیر باران یاد تو مرا خیس میکند !

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 14 اسفند 1391 10:34 ب.ظ

اندیشه...

یکشنبه 2 مهر 1391 08:18 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، شهدا ، چشم ها ، کنترل ، برنامه ریزی ، اختراعات ، امام زمان(عج) ، آخرالزمان ، مردانگی ، ولایت فقیه ، حرف حق ، بی طرف ، فرهنگی ، خبر ، الکترونیک ، مذهبی ، علمی ، پیامک ، عمومی ، عاشقانه ،

اندیشه های ما آنقدر نیرومندند که وقتی آنها را بر چیزی متمرکز می کنیم نیروهای جادویی شگفتی را به حرکت در می آوریم که نهایتا تصویر فکری ما را به حقیقت می پیوندند.

اندیشه ها و باورهای ما در ضمیرمان جای دارند پس ضمیرمان زندگی ما را تحت کنترل داردزیرا بزرگترین نیروی موجود در روی زمین نیروی اندیشه است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خدا...

یکشنبه 2 مهر 1391 08:11 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، شهدا ، عاشقانه ، پیامک ، عمومی ، علمی ، مذهبی ، مردانگی ، آخرالزمان ،

خدا ...

بچه بودم فكر می‌كردم خدا هم مثل ماست
مثل من و تو،ما و همه او نیز موجودی دو پاست

در خیال كوچك خود فكر می‌كردم خدا
پیرمردی مهربان است و به دستش یك عصاست

یك كت‌و شلوار می‌پوشد به رنگ قهوه‌ای
حال و روز جیبهایش هم همیشه روبراست

مثل آقاجان به چشمش عینكی دارد بزرگ
با كلاه و ساعتی كهنه كه زنجیرش طلاست

فكر میكردم كه پیپش را مرتب می‌كشد
سرفه‌های او دلیل رعد و برق ابرهاست

گاه گاهی نسخه می‌پیچد،طبابت می‌كند
مادرم میگفت او هر دردمندی را دواست

فكر می‌كردم شبها روی یك تخت بزرگ
مثل آدمها و من در خوابهای خوش رهاست

چند سالی كه گذشت از عمر ،من فهمیده‌ام
تو حسابش از عالم و آدم جداست

مهربان‌تر از پدر،مادر،شما،آقا بزرگ
او شبیه هیچ فردی نیست ،نه!چون او خداست




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خدایا...

یکشنبه 2 مهر 1391 08:07 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، شهدا ، عاشقانه ، پیامک ، عمومی ، علمی ، مذهبی ، خبر ، فرهنگی ، بی طرف ، حرف حق ، ولایت فقیه ، مردانگی ، آخرالزمان ،

خدایا ...
چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...
در خود می پیچم و بغض می کنم .
چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ می شود ...
خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...
خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...
ای خدای بزرگ
تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...
به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .
به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...
پرواز و روشنایی را ...
تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...
ای خدای بزرگ ...
ای خدای متعال ...
و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...
آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...
من درمانده تشنۀ محبّت توام ...
صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...
تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...
خدایا ...
ای خدای بزرگ و مهربان ...
نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...
و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...
می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...
از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...
خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...
دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...
و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مثــل مــداد بــاش !

یکشنبه 2 مهر 1391 08:06 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، شهدا ، پدیده های علمی ، مذهبی ، علمی ، عمومی ، پیامک ، عاشقانه ،

مثل مداد باش!!!
مثــل مــداد بــاش !


پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.
صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

کلینیک خدایی

یکشنبه 2 مهر 1391 08:04 ب.ظ

نویسنده : علی فلاح نژاد
ارسال شده در: انسان وار زندگی کردن ، انسان بودن ، زندگی ، ایمان ، عشق خدایی ، عفاف و حجاب ، شهدا ، چشم ها ، امام زمان(عج) ، آخرالزمان ، مردانگی ، پدیده های علمی ، حرف حق ، بی طرف ، فرهنگی ، مذهبی ، علمی ، عمومی ، پیامک ، عاشقانه ،

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ............ ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود

کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.



به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم.



هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و

زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -